شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

387

نفثة المصدور ( فارسى )

پاىكشان - 57 / 1 بآهستگى و تأنّى تمام ، همچون بيمارى يا ناتوانى راه رفتن . ر ك : « بهار - عجم » ذيل : پا كشيدن . پاىكوب - 2 / 7 در اينجا بمعنى راهگذر و محلّ تردّد مردم است كه بر آن پاى نهند . پاىور - 10 / 14 صاحب پاى ، راه‌رو ، و در اينجا بمعنى مجازى آن يعنى « صاحب استقامت و قوّت و قدرت » نيز إيهامى تواند داشت . پخته خوار - 22 / 7 كنايت از گدا و گدايىكننده باشد . از « برهان م » ، و نيز آنكه بىرنج و محنت معاش كند . « آنندراج » . پرداختن ، جاى باز - 67 / 1 ، 113 / 10 ، 120 / 11 ر ك : بازپرداختن ، جاى . پروانه - 16 / 9 در اينجا بمعنى حكم پادشاهان و اميران است كه بنام عمّال و غيره از دفتر نوشته مىشود . از « بهار عجم » . پشت دست خاييدن - 10 / 7 و پشت دست گزيدن : كنايه از ندامت و پشيمانى و تأسّف باشد . از « برهان م » .